
براستی آنهائیکه جنبش سبز مردمی را عمدا سرخ یا سیاه نشان می دهند! چه سیاستی را دنبال می کنند؟ تمام جهانیان در حال حاضر ـ جنبش کنونی مردم ایران را سبز می بینند اما بعضی ها باسوء نیت خاص و شناخته شده ائی آنرا سیاه و سرخ جلوه می دهند! اصلا چرا آنها جنگ رنگهای مختلف راه انداخته اند؟ در حال حاضرهدف مردم از مبارزاتشان رسیدن به آزادی و حاکمیت ملی است ،اینکه چه رنگی دارد اصلا مهم نیست.
شرکت در بحث های رنگ آمیز تنها به اتلاف وقت ،غفلت از مبارزه علیه دشمن واقعی و از دست دادن راه درست است .چگونه می توان علیه حرکت های مردمی ایستادگی کردو آگاهانه و ناگاهانه در همدستی با دولت کودتائی احمدی نژاد آنرابه شکست رهنمون نمود؟چرا آنها با غروری که دارند نمی خواهندخونهای ریخته شده جوانان و شکنجه ها و زندانی ها و تجاوز ها را ببینند؟ و به زنجیر در آمدگان یاری رسانند؟ این روزها در میان بعضی از نیروهای سیاسی نوعی احساس حقارت پیش آمده است که چرا بعد از 30 سال و اندی فعالیت سیاسی علیه جمهوری اسلامی ـ آنها بالاخره نتوانستند به رهبری جنبش مردم ایران دست یابند؟ بنابراین آنها نتیجه می گیرند ،چون آنها خود را در رهبری جنبش سبز کنونی مردم ایران نمی بینند پس جنبش یاد شده ارتجاعی است وباید علیه آن مبارزه کرد!اما این در حالیست که جنبش کنونی مردم ایران چون بر خاسته از میان خود مردم است پس سرکوب شدنی نیز نیست مگر اینکه رژیم اکثریت مردم را از تیغ اعدام بگذراند! که چنین امری غیر ممکن است. جنبش کنونی مردم که اینک ”سبز” نام گرفته است و از آنجائیکه مردمیست ـ هرچقدر بیشتر کهنه شود مانند شراب کهنه ـ گیرائی بیشتری خواهد داشت ودر مسیر حرکت خود ناخالصی ها را نیز غربال خواهد کرد تا خالص ترین ها را برای آینده ایران فراهم آورد. یکی از خصوصیات جنبش مردی ایران این هست که بسیار صبوراست و برخلاف انقلاب 57 که پراحساس وکم منطق بود اما اینک به منطق گرائیده و توانسته است تا احساسات را مهار نماید. مردم از روزهای بیشمار تاریخی ایران مانند 16 آذر ـ 13 آبان ـ روز قدس ـ 22 بهمن بهره می برند تا علیه دولت کودتا مبارزه نمایند که این خود از شگفتی های مبارزات مردم ایران است. مردم ایران پس از 30 سال انتظار از نیروهای سیاسی کهنه اندیش و اپوزیسیون کهنه اندیش که درسایه فرقه گرائی و عدم اتحاد با یکدیگر که هرگز نتوانستند برای گذر از دوران بحرانی جامعه سیاسی ایران کار مهمی انجام دهند اما بالاخره مردم خودشان آستین هایشان را بالا زدند و به میدان آمدند تا به اهداف عالی خود دست یابند. بنظر من رژیم مردم را مانند گروهای سیاسی که بدون پایگاه توده ائی بودند نمی تواند هرگز و برای همیشه سرکوب کند چرا که مبارزه اساسی در میان مردم ریشه وانده است و با پوست و استخوان مردم ایران عجین گشته است.
بالاخره مشخصات این اپوزیسیون نوین چیست؟راستش خود من هم نمی دانستم که اپوزیسیون نوین چه مشخصاتی دارد ،فقط اینرا میدونستم که اپوزیسیون کهنه دیگه کارائی ندارهد وباید یک اپوزیسیون نوین در ایران شکل بگیرد که همین شد و مردم ایران پس از 30 سال انتظار از نیروهای سیاسی کهنه اندیش و اپوزیسیون کهنه اندیش که در طول سالهای متمادی هرگز نتوانستند کاری انجام دهند وتنها به اختلافات فرقه ائی خود پرداختند اما مردم بالاخره خودشان آستین ها یشان را بالا زدند و به میدان آمدند و اپوزیسیون نوین را پایه گذاری کردند.
شرکت در بحث های رنگ آمیز تنها به اتلاف وقت ،غفلت از مبارزه علیه دشمن واقعی و از دست دادن راه درست است .چگونه می توان علیه حرکت های مردمی ایستادگی کردو آگاهانه و ناگاهانه در همدستی با دولت کودتائی احمدی نژاد آنرابه شکست رهنمون نمود؟چرا آنها با غروری که دارند نمی خواهندخونهای ریخته شده جوانان و شکنجه ها و زندانی ها و تجاوز ها را ببینند؟ و به زنجیر در آمدگان یاری رسانند؟ این روزها در میان بعضی از نیروهای سیاسی نوعی احساس حقارت پیش آمده است که چرا بعد از 30 سال و اندی فعالیت سیاسی علیه جمهوری اسلامی ـ آنها بالاخره نتوانستند به رهبری جنبش مردم ایران دست یابند؟ بنابراین آنها نتیجه می گیرند ،چون آنها خود را در رهبری جنبش سبز کنونی مردم ایران نمی بینند پس جنبش یاد شده ارتجاعی است وباید علیه آن مبارزه کرد!اما این در حالیست که جنبش کنونی مردم ایران چون بر خاسته از میان خود مردم است پس سرکوب شدنی نیز نیست مگر اینکه رژیم اکثریت مردم را از تیغ اعدام بگذراند! که چنین امری غیر ممکن است. جنبش کنونی مردم که اینک ”سبز” نام گرفته است و از آنجائیکه مردمیست ـ هرچقدر بیشتر کهنه شود مانند شراب کهنه ـ گیرائی بیشتری خواهد داشت ودر مسیر حرکت خود ناخالصی ها را نیز غربال خواهد کرد تا خالص ترین ها را برای آینده ایران فراهم آورد. یکی از خصوصیات جنبش مردی ایران این هست که بسیار صبوراست و برخلاف انقلاب 57 که پراحساس وکم منطق بود اما اینک به منطق گرائیده و توانسته است تا احساسات را مهار نماید. مردم از روزهای بیشمار تاریخی ایران مانند 16 آذر ـ 13 آبان ـ روز قدس ـ 22 بهمن بهره می برند تا علیه دولت کودتا مبارزه نمایند که این خود از شگفتی های مبارزات مردم ایران است. مردم ایران پس از 30 سال انتظار از نیروهای سیاسی کهنه اندیش و اپوزیسیون کهنه اندیش که درسایه فرقه گرائی و عدم اتحاد با یکدیگر که هرگز نتوانستند برای گذر از دوران بحرانی جامعه سیاسی ایران کار مهمی انجام دهند اما بالاخره مردم خودشان آستین هایشان را بالا زدند و به میدان آمدند تا به اهداف عالی خود دست یابند. بنظر من رژیم مردم را مانند گروهای سیاسی که بدون پایگاه توده ائی بودند نمی تواند هرگز و برای همیشه سرکوب کند چرا که مبارزه اساسی در میان مردم ریشه وانده است و با پوست و استخوان مردم ایران عجین گشته است.
بالاخره مشخصات این اپوزیسیون نوین چیست؟راستش خود من هم نمی دانستم که اپوزیسیون نوین چه مشخصاتی دارد ،فقط اینرا میدونستم که اپوزیسیون کهنه دیگه کارائی ندارهد وباید یک اپوزیسیون نوین در ایران شکل بگیرد که همین شد و مردم ایران پس از 30 سال انتظار از نیروهای سیاسی کهنه اندیش و اپوزیسیون کهنه اندیش که در طول سالهای متمادی هرگز نتوانستند کاری انجام دهند وتنها به اختلافات فرقه ائی خود پرداختند اما مردم بالاخره خودشان آستین ها یشان را بالا زدند و به میدان آمدند و اپوزیسیون نوین را پایه گذاری کردند.




1 نظرات:
سلام
"کند و کاوی در ادعای حمایت دشمنان از جنبش سبز"
یا حق
ارسال یک نظر